محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
552
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ضرورى است . برخى گفتهاند كه فريضه زكات در اسلام به معناى اعتراف به فقر و حتميت آن در جامعه است و بهتر آن بود كه اسلام به جاى واجب ساختن زكات ، فقر را بهطوركلى ريشهكن سازد . در پاسخ بايد گفت كه تغيير اوضاع و ريشهكنى فقر با سخن صورت نمىگيرد ؛ بلكه بايد مراحلى پيموده شود و جامعه برپايه واقعيتهاى موجود درمان شود . در چنين شرايطى ، آيا بهتر آن است كه وضعيت كنونى فقر درمان شود يا دست روى دست گذاشته و منتظر تغيير جامعه باشيم ؟ ديگر آنكه زكات تنها براى تهىدستان مصرف نمىشود ؛ بلكه در انجام پروژههاى عام المنفعه ديگر نيز كاربرد دارد ؛ همانگونه كه تعبير « سبيل اللّه » در آيه زكات نشانگر آن است : « صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان گردآورى و پخش آن و كسانى كه دلشان بهدست آورده مىشود و در راه آزادى بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد . اين به عنوان فريضه از جانب خداست ، و خدا داناى حكيم است . » « 1 » 7 - ( و صوم شهر رمضان فإنّه جنّة من العقاب ) برخى روزه را كارى منفى مىشمارند . آرى ! روزه در صدد نفى است و در نفى آن حكمتى است و آن اينكه انسان بر خويشتن چيره گشته و در سركوبى
--> ( 1 ) . إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ توبه / 9 : 60 .